تبليغاتX
آسمان همه جا آبی نیست
آقای فرهاد جعفری نوشته اخیر شما با پوزش بسیار ساده لوحانه بنظر می رسد٠ شما که از احمدی نژاد درخواست باز کردن این گره را می کنید باید توجه داشته باشید حضور وی اکنون در صحنه سیاست ایران بستگی به همین گره دارد٠ وی تلاش می کند با بهره جویی از همه امکانات این گره را به نفع خویش باز کند٠ پشت این تلاش او رهبر و بخشی از نیروهای مسلح با قصد سرکوب ایستاده اند٠ داستان از این قرار است که حداقل برای احمدی نژاد راه دیگری باقی نمانده است٠ یا گره به نفع او باز خواهد شد و یا مثل کیسه ای شنی که از بالنی رهایش کنند از عرش به فرش خواهد رسید٠ دولت نهم تا کنون برای باز کردن این گره به سود خود همه آس هایش را رو کرده است٠ از حمایت زود هنگام رهبر گرفته تا کشتن مردم  در خیابان و زیر پا نهادن قوانین در حمله به منازل مردم و بازداشت صدها نفر از معترضین کاری نمانده است که با هدف باز کردن زوری گره انجام نداده باشد٠ حالا هم این گره کور نتیجه نابخردی است که خود حضرات بانی آن هستند٠  شخصیت و احترام خود را با نوشته هایی از این دست هزینه حماقت کوران سیاسی نکنید
+ نوشته شده توسط سیامک فرید در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 16:13 |
اینجا و آنجا می شنویم که در تداوم مبارزه مردم ایران برای خنثی سازی کودتای انتخاباتی صحبت از اعتصاب سراسری بسیار شنیده  می شود که البته خواستی منطقی و صلح آمیز برای مبارزه است. ولی فراموش نکنیم که برای یک اعتصاب سراسری موفق نیاز به مقدماتی هست که ضرورت دارد تامین شود. برای اعتصابات کارگری قبل از هر چیز وضعیت اقتصادی کارگران است که مهم است. لزومآ کارگران فقیر پیشگامان اعتصابهای کارگری نیستند زیرا تامین نان شب برای خود و خانواده این دسته از کارگران بسیار حیاتی و مهم است. این دسته از کارگران زمانی به مبارزه و اعتصاب با سایر اقشار شاغل خواهند پیوست که تا حدی اطمینان به پیروزی داشته باشند. در واقع آنها ظرفیت ریسک پذیری کمتری دارند. بیشتر اعتصاباتی که در سالهای اخیر بوسیله این بخش از کارگران رخ داد به دلیل عدم دریافت دستمزد در ماههای متوالی یا امکان اخراج یا بسته شدن کارخانه بود.

 پیشنهاد مشخص من بر دو بخش است. نخست به کارگران پیشنهاد می کنم که در کارخانه های مختلف نماینده های مورد اعتماد خود را مشخص کنند. 

پیشنهاد دوم به سندیکاهای بین المللی است که امروز 26 ژوئن در سراسر جهان و جمع آوری میلیونها امضا حمایت خود را  از کارگران و سندیکاهای  کارگری در ایران یهمراه  اراعه طوماری به سفارتخانه های جمهوری اسلامی در جهان اعلام کردند. گفتگوی من در این رابطه با نمایندگان سندیکاها در بروکسل به این جمع بندی رسید که برای حمایت واقعی و ثمربخش از کارگران ایرانی نیاز به ایجاد صندوقهای همبستگی با کارگران ایران است. جمع آوری این کمکها در سطح جهان در صندوقهای همبستگی می تواند در زمان اعتصابات کارگری در ایران که البته یک حق شناخته شده بین لمللی برای کارگران است، در اختیار نمایندگان مورد اطمینان کارگران اعتصاب کننده قرار گیرد تا بخش از نیازهای کارگران اعتصاب کننده را تامین کند.

+ نوشته شده توسط سیامک فرید در جمعه پنجم تیر 1388 و ساعت 22:1 |
تلاش می کنم کوتاه و موجز نظرم را بدون ورود به جزئیات بگویم و از هر گونه بسط و گسترش این پیشنهاد استقبال می کنم
با وجود تمام اختلافات نظری که در اپوزیسیون ایران وجود دارد، اکثریت قاطع آن از مقاومت مدنی مردم ایران در برابر کودتاچیان حمایت فعال می کند٠ پیشنهاد مشخص این است که در این لحظات حساس و سرنوشت ساز، تمامی آنهایی که از مقاومت غیر مسلحانه و مدنی در ایران دفاع می کنند، می توانند با تشکیل یک جبهه به مقاومت مردم ایران یاری رسانند.اتحاد اپوزیسیون بر علیه کودتا گران خواهد توانست اعتماد از دست رفته مردم را باز گرداند  و نیروی عظیمی را بر علیه وضعیت موجود متحد کند٠اپوزیسیون در داخل کشور باید بتواند سهم و تجربیات خود  در سازماندهی مقاومت مدنی همچون اعتصابات سراسری و اشکال دیگر مبارزه مدنی را به جوانان ایران منتقل کند . مردم بایدآماده باشند و  بتوانند حتی در یک مبارزه طولانی مقاومت کنند٠ اپوزیسیون در خارج از کشور می تواند با پشتیبانی و جلب حمایت جهانی و  بخصوص جمع آوری کمکهای مالی برای پشتیبانی از اعتصابات احتمالی تلاش کند٠ جبهه ضدکودتا پس ازدفع خطر می توند منحل شود تا  تشکلات سیاسی که نزدیکی نظری بیشتری دارند تشکیل شود ٠ زمانی برای هدر دادن نمانده است . با جو موجود رهبران احزاب و سازمانهای گوناگون می توانند با تشکیل یک جبهه برای مقاومت مدنی بسرعت به توافق برسند٠ پیشنهاد می کنم با برخوردی شجاعانه و سریع به ضرورت زمان پاسخ دهید که فردا دیر است

+ نوشته شده توسط سیامک فرید در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 10:44 |
علی خامنه ای در فردای قتل هشت انسان بی دفاع در خیابانهای تهران با شوخی و خنده می گوید که بازندگان جنبه باخت ندارند. این رهبر فرزانه اصلآ مرگ هشت انسان را ندیده است و نه شنیده است. جالب است که در تمام ماههای پیش وقتی بیشمار دشمن از دهانش بیرون می زد با زبانی تحکم آمیز و ابروهای گره زده با مردم روبرو می شد و سخن پرتاب می کرد ولی در فردای روز  قتل هشت جوانی که برای اعتراض به نادیده گرفته شدن معترض بودند، نیشش تا بنا گوش باز است. رهبری که ملیجک اش را قبل از این خیمه شب بازی انتخابات در پستوی نهان خانه اشان مفتخر به افتخار مقام ریاست جمهوری نایل کرده بود. محمود ملیجک شاید بهتر که در مسکو بماند که اگر خدای نا کرده رهبر فرزانه در فشار عدیده ای قرار گیرد، محتمل است که ملیجک خود را همچون گوسفند قربانی از شر جان و متعاقب آن مقام خلاص کند. 

+ نوشته شده توسط سیامک فرید در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 و ساعت 2:35 |
22 خرداد 1388 در تاریخ ایران درست مانند 28 مرداد 1332 به شکل یک زخم چرکین و عمیق باقی خواهد ماند. روزی که علی خامنه ای  دولت میر حسین موسوی را قبل از استقرار سرنگون کرد تا محمود اخمدی نژاد همچنان با لطایف الحیل و حکایات محیرالعقول چند صباحی دیگر همگان را به خود مشغول دارد. خیانت رهبر جمهوری اسلامی با آراء مردمی که به شکل گسترده در این انتخابات با امید تغییر به شیوه متمدنانه شرکت جسته بودند، نه تنها خود وی را در مقابل رای دهندگان  قرار داد بلکه کلیت نظام را از مشروعیت اندکی که داشت ساقط کرد. مردم ایران سرافرازند که برای تغییر این نظام همه راههای قانونی ممکن را پیموده اند و برای اصلاح گران نظام فرصت های بسیار بوجود آورده اند. اینک نوبت مدعیان اصلاحات است که استواری خود بر آنچه می گفتند و می گویند را نمایش دهند. 

+ نوشته شده توسط سیامک فرید در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 17:32 |
بدون اینکه هیچ توهمی نسبت به ماهیت و گذشته جمهوری اسلامی داشته باشم. بدون اینکه هیچ توهمی نسبت به کاندیداهای موجود داشته باشم. بدون اینکه هیچ توهمی نسبت به غیر دموکراتیک و نا عادلانه بودن این شبه انتخابات داشته باشم، تصمیم گرفته ام که در رای گیری روز جمعه 22 خرداد شرکت کنم. زیرا فکر می کنم قبل از هر چیز شرکت گسترده می تواند به یک دوره سیاه در زندگی ایرانیان پایان دهد. ممکن است رئیس جمهور یک کشوری دزد باشد، ممکن است رئیس جمهور یک کشور دیگر قاتل باشد، ممکن است رئیس یک کشوری دروغگو و شارلاتان باشد، حتی ممکن است نماینده یک کشوری بیمار روانی باشد ولی بعید است که تا کنون رئیس جمهوری در جهان به همه این صفات آراسته باشد. اینها که می گویم تهمت بی پایه نیست. احمدی نژاد یک قاتل است زیرا که در قتل دکتر سامی و دکتر قاسملو دست داشته است. احمدی نژاد یک دروغگوست! احمدی نژاد یک بیمار روانی است! برای تک تک این ادعاها صدها شاهد و مدرک وجود دارد. هر طور شده باید شرش کم شود تا شر به پا نکند..نقد او از کاندیداهای دیگر از جنس ایراد و انتقاد من نیست. او نمی گوید که در قتلهای سال 60 و 67 میر حسین و کروبی کجا و چه کاره بوده اند، او می گوید که چرا آنها به امام جام زهر را نوشاندند و به جنگ هشت ساله خاتمه دادند. شما را نمی دانم ولی من تصمیم گرفته ام بروم و در این رای گیری شرکت کنم. تنها یک دلیل هم برایم کافیست و آن هم انداختن نهمین رئیس جمهور اسلامی ایران به زباله دان تاریخ است. اینکه به کی رای می دهم یا رای سفید می دهم چندان مهم نیست، مهم تنها و تنها کوتاه کردن شر است. پشت کلمات انقلابی پنهان شدن و بی عملی برای دفع شر به بهانه نجست نشدن دست شاید بتواند خود ارضاء باشد ولی دفع شر نمی کند. فراموش نکنیم که احمدی نژاد با خود اشرار دیگری را در قدرت سهیم کرده است که زور داشتند حالا زر هم دارند. بخشی از پاسداران و فرماندهان بسیج نفت 160 دلاری را بر سفره اشان دیدند. این همان دلارهایی است که در صندوق ذخیره ارزی گم شد. همینها اگر میدان بیابند برای حفظ موقعیت خویش دست به کشتار و کودتا هم می زنند. شر را از سرمان کوتاه کنیم

+ نوشته شده توسط سیامک فرید در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 و ساعت 5:50 |
نامه ششم به آقای احمدی نژاد

آقای احمدی نژاد، تاکید شما بر رعایت حقوق قانونی رکسانا صابری و حسین درخشان ،  اقرار به پایمال شدن حقوق قانونی زندانیان در شرایط عادی است٠ چه بسا زندانیانی که به خاطر گمنامی و ناشناخته ماندن ، در تمام مراحل بازداشت و بازجویی و دادگاه ، بدیهی ترین حقوقشان پایمال می شود و  کسی نیست که پاسخگوی حتی مرگشان باشد٠ نامه رئیس دفتر شما به سعید مرتضوی  (کسی که در شرایط عادی جایش روی صندلی متهم است و نه مقام دادستانی تهران)، مدرکی تاریخی است که رئیس جمهور یک کشور بر خلاف روند عادی با اعتراف ضمنی بر بی عدالتی گسترده در جمهوری اسلامی، از دادستان تهران می خواهد که در این دو مورد بخصوص استثناء قائل شود و   با دقت کامل و رعايت قسط و عدل و جميع موازين قانوني صورت گيرد .
آقای ريیس جمهور! اگر اتفاق فوق را از معجزات فضای انتخاباتی ندانیم، ناچار سئوال خواهیم کرد ، چه اتفاقی افتاده است که در تمام این چهار سال چشم به رعایت قانون در زندانهای ایران بسته اید و در دو ماه پایانی دوره شما به یاد رعایت عدل و قسط و رعایت قوانین تنها در دو مورد بخصوص افتاده اید٠ من در پنج نامه بی پاسخ قبلی برای شما از وضعیت اسفبار زندانها صحبت کردم و توجه شما  را به موارد شرم آوری از نقض قوانین  بشری  جلب نمودم٠ مرگ زندانیان عقیدتی و گزارشاتی از شکنجه های جسمی روانی حتی در مورد دانشجویان،  پرونده سیاهی از دوران چهار ساله شما رقم زده است٠
در مورد رکسانا صابری  توجه جهانیان و فشار بر دولت شما نامه سفارشی به سعید مرتضوی را می تواند توضیح دهد٠ جریان محاکمه در پشت درهای بسته و محکومیت هشت سال زندان به جرم جاسوسی، یک بمب خبری بود که در اکثر مطبوعات و رسانه های جهان بازتاب داده شد . او یک زندانی غریب و بی کس در کردستان یا بلوچستان نبود، او  امیر حشمت ساران و امید میرصیافی نیست تا هر چه خواستند در حقشان روا دارند٠ رکسانا صابری یک دختر خبرنگار ایرانی ژاپنی آمرکایی است که امروز مردم جهان هر روز تصویر معصومانه او را در متروها و تلوزیون ها مشاهده می کنند٠ نامه شما هشداری به سعید مرتضوی بود که شاید این اخبار را ندارد و متوجه اهمیت سوژهای مورد تعرض خود نیست٠ در مورد حسین درخشان ماجرا کمی متفاوت است٠  در این اواخر نامه ای با امضای جمعی از وبلاگنویسان طرفدار نظام در دفاع از وی منتشر شد ٠ خلاصه این نامه را می توان در این سایت مشاهده کرد در حالی که اصل نامه و امضاء بلاگرهای طرفدار نظام از سایت حذف شده است٠
آقای احمدی نژاد ! تذکر و سفارش شما به سعید مرتضوی زمانی مثبت بود، اگر شامل حال همه زندانیان می شد٠ قانونی اگر هست برای همه است و قسط و عداتی اگر باید رعایت شود ، برای همه باید رعایت شود و غیر از این خود جز بی عدالتی نام دیگری ندارد٠ چگونه است که شما فریاد مادر دانشجوی زندانی محمد پور عبدلله را نمی شنوید؟ که از این همه بی عدالتی فغان بر می دارد که: اگر مسئولان جواب ندهند، خودم را در دادگاه انقلاب می کشم .
این سئوال را دوباره تکرار می کنم تا شاید کسی پاسخی برایش بیابد،  حسین درخشان ، رکسانا صابری ،بهائیان در بند ،  برادران علائی، مرحوم زهرا کاظمی( که آقای سعید مرتضوی باید ایشان را بخوبی بیاد داشته باشند) و خیل انسانهایی که برای دگر گونه اندیشیدن به جاسوسی متهم شده اند، هرگز به اسناد طبقه بندی شده و محرمانه دسترسی نداشته اند و در چنین موقعیت شغلی و مسئولیت در حکومت نبوده اند٠ چگونه می توان بدون دسترسی به چنین اسنادی جاسوسی کرد؟ وقتی اصل مسئله زیر سئوال است و شما به عنوان دومین مسئول کشور ایران هرگز پاسخی به تردیدهای جدی در میزانی  ترازوی عدالت نداده اید، به ناگهان دو ماه مانده به پایان ! نگران عدم رعایت قانون برای این دو زندانی می شوید؟ آقای رئیس جمهور نگران نباشید و خاطر خود آزرده نکنید٠  در دولت شما ، قسط و عدالت مثل باران رحمت جاریست و سیلابش همین روزها شما را باخود خواهد برد، نظام از شما عبور کرده است و  هیچ بعید نیست که گذر شما هم به دفتر آقای سعید مرتضوی بیافتد٠ در این صورت آرزومنم که با شما آن روا نداردکه با زهراکاظمی داشت٠

*

متن نامه "عبدالرضا شيخ الاسلامي" رييس دفتر رييس جمهوري به "سعيد مرتضوي" به شرح زير است:

جناب آقاي سعيد مرتضوي
دادستان محترم تهران
سلام عليکم

به قرار اطلاع پرونده اتهامات آقاي حسين درخشان و خانم رکسانا صابري در مراجع قضايي در دست رسيدگي مي باشد.

نظر به تأکيد رياست محترم جمهوري، ترتيبي اتخاذ فرماييد تا مراحل رسيدگي به اتهامات افراد مذکور با دقت کامل و رعايت قسط و عدل و جميع موازين قانوني صورت گيرد و شخصاً مراقبت فرماييد تا متهمان بتوانند از کليه آزادي ها و حقوق قانوني براي دفاع از اتهامات وارده برخوردار باشند و کوچکترين حقي از آنها ضايع نشود.

+ نوشته شده توسط سیامک فرید در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 و ساعت 3:1 |
آیت الله سید علی  خامنه ای مقام رهبری جمهوری اسلامی ایران
با سلام
همانطور که مطلع هستید یک جوان وبلاگ نویس به نام
امید رضا میرصیافی که به جرم اهانت به شما در زندان به سر می برد و به دو سال و نیم زندان محکوم شده بود چند روز پیش در زندان درگذشت . گزارشگران بدون مرز احتمال قتل او را بر اساس شواهدی که پیوست این نامه است اعلام می کنند . امید رضا میرصیافی قبل از زندان به حکم خود معترض بود و آن را ناعادلانه می دانست و معتقد بود هیچگونه توهینی به شما نکرده است   و حتی در رای دادگاه مشخص نشده بود که جملات توهین آمیز ایشان چیست .
پس از فوت ایشان ما با مطالعه آرشیو وبلاگ ایشان که به دلیل مطالب همان وبلاگ زندانی بود ، متوجه نشدیم که کدام مطلب ایشان در مورد شما توهین آمیز بود و مستحق دو سال و نیم زندان  بوده است .
ایشان در یک دادگاه غیر علنی محاکمه شد در حالی که درخواست برگزاری دادگاه علنی را داده بود .

حال سوال ما که تعدادی از وبلاگ نویسان ایرانی هستیم در چند  موضوع تقدیم می شود

1- با توجه به اینکه اتهام امید رضا توهین به شما بود و ما موفق نشدیم مطلب توهین آمیزی در وبلاگ ایشان پیدا کنیم لطفا توضیح دهید که کدام مطلب ایشان در مورد شما چنان توهین آمیز بود که حکومت جمهوری اسلامی ، ایشان را مستحق دو سال و نیم زندان می دانسته است

2- چرا دادگاه ایشان به صورت علنی برگزار نشد و چرا مفاد اصل 168 قانون اساسی که بیان می دارد متهم سیاسی باید در دادگاه علنی و با حضور هیات منصفه محاکمه شود در مورد ایشان رعایت نشد .؟ چرا دفاعیات ایشان در دادگاه به اطلاع افکار عمومی رسانده نشد ؟ آیا شما برای متهم سیاسی این حق را قائل نیستید که در برابر افکار عمومی بتواند از اتهامش دفاع کند ؟
به غیر از ایشان تقریبا تمام متهمین سیاسی در سالهای اخبر در دادگاه غیر علنی محاکمه می شوند . آیا حکومت به صورت ناعادلانه این افراد را محاکمه می کند که دوست ندارد افکار عمومی شاهد دفاعیات متهم باشند ؟

3- آیا شما در جریان اتهام امید رضا میرصیافی  و دفاعیات ایشان بودید ؟ اگر بودید آیا با حکم دادگاه موافق بودید ؟
اگر در جریان نبودید لطفا توضیح دهید که مگر در سال چند نفر به اتهام توهین به شما زندانی می شوند که شما از پرونده این افراد بی خبر هستید ؟
آیا این مسائله را نابجا می دانید که ما انتظار داشته باشیم که بالاترین مقام حکومت ، از جریان پرونده افرادی که به اتهام توهین به خود او زندانی می شوند مطلع باشد تا مبادا شخصی بی گناه به دلیل انتقاد از او به زندان نیافتد . ؟

4- جناب آیت الله خامنه ای در سخنرانی در سال گذشته فرموده بودید انتقاد از رهبر آزاد است حال سوال ما این است ما وبلاگ نویسان باید چگونه از شما انتقاد کنیم که به زندان نیافتیم و عواقب زندان که متوجه چندین زندانی سیاسی در یک ماه اخیر شده است ، متوجه ما نشود ؟

با تشکر از وقتی که می گذارید و پاسخی که خواهید داد
جمعی از وبلاگ نویسان ایرانی

امضاها  تا اکنون

کامبیز غفوری   http://azadmardoman.wordpress.com

آروند اهوازی   http://iranian.com/main/blog/ahvazi

منوچهر گلستان    http://manoche.blogsky.com/

رضا بایگان     http://bayegan.blogspot.com/

آرش داکلان    http://www.arashdacklan.blogfa.com/

نارین محمدی http://hanjar.page.tl/

زهرا فراهانی  http://raheazady.blogspot.com/

پری قدمی   http://pariqadami.blogfa.com

علی بهرامی    http://iranmandegar.blog.de

آرش و فریما  کیان زاد    http://www.iran-bano.blogfa.com

آرش روزبه      http://jighodaad3.blogfa.com/

علی بیات   http://pendarema.blogspot.com/

مهرداد بزرگ    http://enzeva16.blogfa.com

شهریار ایرانی  http://www.shahriar-aachen.blogspot.com/

النا تابش     http://navidepadeshahi.blogfa.com/

آرمین سنایی     http://www.noend.blogfa.com/

طیبه قنبری     http://zaitoun.wordpress.com

مریم رییس دانا   http://www.ayandegi.persianblog.ir/

تارا نیازی  http://www.taraniazi.com/

داود تندیس  http://www.tandisd.blogfa.com/

احمد باطبی   http://ahmadbatebi.us/

داريوش شاهد  http://www.aliveiranian.blogspot.com/

علی زمردی  http://www.misaghzomorod2000.blogfa.com/

محمد شوری جزه  http://www.assize.blogfa.com/

میثم طهماسبی   http://siradmiral.blogspot.com/

نوشین پارسی   http://beedare.blogfa.com/

هنگامه انصاری   http://faryadekhamosheman.blogfa.com/

بهزاد پیله ور  http://www.pilehvar.blogspot.com/

محمد علیجانی http://www.tnmp.blogfa.com

پیام یزدیان  http://payam.malakut.org/

کوروش جنتی  www.sooresrafil.blogfa.com

کاوه پاک نژاد   www.greentea2500.wordpress.com

علیرضا ادیبان  http://1blondi.wordpress.com/

آریا صادقی   http://greenlandhighway.blogspot.com/

محمد حسن یوسف پورسیفی  www.mhyousefpourseifi,blogfa.com

کیانوش سنجری  http://ks82.blogspot.com

امیر حسین اعتمادی  http://amiretemadi.blogfa.com

سیامک فرید  http://belgiran.blogfa.com/

صنم کازرونی http://newsiniran.blogsky.com

فرشته قاضی   http://fereshteh.blogfa.com/

شیوا نوجو  http://zananemelli.blogspot.com/

عباس معروفی  http://maroufi.malakut.org/

علی رضا محمد ظاهری    http://shampilix.wordpress.com/

سمیه جهانگیری   http://www.sohreh.blogfa.com

کاوه رضایی   http://notes.kaaveh.net/

حمید توکلی  http://www.kntoosi.com/

شهریار ایازی   http://komite-aghwam.blogfa.com/

عبدالقادر بلوچ   http://balouch.blogspot.com/

کریم پورحمزاوی    http://ayandema.blogspot.com

بهزاد مهرانی   http://www.behzadmehrani.blogfa.com/

شایگان اسفندیاری   http://gameron.wordpress.com

فریبرز شمشیری    http://www.rottengods.com

وحید میلانی     www.1canadian.blogspot.com

امیرحسین اعتمادی    http://navayerahayee.blogspot.com

اختر قاسمی   http://akhtarghasemi.blogfa.com

سیامک عبدی http://www.siamakold.blogspot.com

سعید صحرایی   http://ssahraei.blogspot.com

مهناز خزاعی  http://m-khazaie.blogfa.com/

امیر   شکیبا    http://nedayekavir2.blogfa.com/

فضائل عزیزان   http://azizanpress.blogspot.com /

محمد افراسیابی    http://amooarvand.wordpress.com/

پیمان روشن ضمیر    http://ospeyman.org

علی رضا نوری زاده   http://www.nourizadeh.com /

در صورتی که شما وبلاگ نویس هستید و مایلید   این نامه را امضا کنید  لطفا تایید خود را به همراه آدرس وبلاگ خود ، به این ایمیل بفرستید .
7tir.com@gmail.com
.
لیست کامل امضاها :
http://7tir.com/news/index.php/2139/

در صورتی که شما وبلاگ نویس هستید و مایلید   این نامه را امضا کنید  لطفا تایید خود را به همراه آدرس وبلاگ خود ، به این ایمیل بفرستید .
7tir.com@gmail.com

و یا در قسمت نظرات این لینک نام و آدرس وبلاگ خود را بگذارید :
http://7tir.com/news/index.php/2139

+ نوشته شده توسط سیامک فرید در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 و ساعت 4:39 |
نامه پنجم به آقای احمدی نژاد

با سلام

 

در روزهای نخست سال نو و با کمال تاسف، این نامه را برای تبریک و تهنیت ننوشتم، جناب آقای احمدی نژاد! من در چهار نامه قبلی وضعیت اسفناک زندانهای ایران را به شما هشدار دادم و هر چند نا امیدانه از شما خواستم که اگر واقعآ مسئول این کشورید و در جایگاه وافعی یک رئیس جمهور نشسته اید، اجازه نظارت بر زندانهای ایران را برای مجامع بین المللی صادر کنید. وفتی این هشدارها را می نوشتم، هنوز امیر حشمت ساران و امید میرصیافی زنده بودند. مرگ این دو زندانی و بی تفاوتی شما و دولت شما ، پاسخی بر هشدارهای من بود. بی تفاوتی و بی رگی مطلق به نامه هایی که نه درخواست پول می کرد و نه درخواست کشیدن لوله داشت، نه درخواست آزادی کسی در این نامه ها بود و نه تقاضای وام زود بازده داشت، پاسخی به نامه های من بود.

پاسخ شما را شنیدم، هر چند پس از به وادی مرگ کشاندن امیر حشمت ساران و امید رضا که مثل خود من وبلاگ می نوشت، هزار بار آرزو کردم که ای کاش نامه های من هنوز بی پاسخ مانده بودند.

آقای احمدی نژاد! مرگ این دو انسان در روزهای آخر سال 1387 به نام دولت شما ثبت شده است. تلاش آقای خاتمی پس از قتل دلخراش مرحوم فروهرها و آقایان  پوینده و مختاری! و افشای هر چند ناقص عاملین و عامران قتلهای زنجیره ای، با تلاش روزنامه  نگاران، آن اعتباری را برای وی کسب کرد که با وجود عدم توانایی برای پیش برد شعار ایران برای همه  ایرانیان، هنوز نزد دوست و دشمن مورد احترام است. هنوز مردم با علاقه و بدون نیاز به تعطیل مدارس و ادارات  و پادگان  و اجبار آنها به شرکت در مراسم استقبال، به دیدارش می روند . این اعتبار همان سرمایه ایست که شما با مرگ مشکوک دو نفر در فاصله ای کوتاه در زندانهای  جمهوری اسلامی با سکوت مطلق خود کسب نکردید. نه آقای احمدی نژاد! برای شما دیگر کسی نامه ای نمی نویسد.

این نامه های من! آقای احمدی نژاد،  قبل از اینکه برای شما باشد، برای ثبت در تاریخ است. بگذار آیندگان بدانند که در دوران شما در زندانها ی جمهوری اسلامی چه می گذرد. کسی که دل برای قربانیان قصابان اسرائیلی در غزه می سوزاند، چشم بر قصابی انسانهای دست بسته، در زندانهای دولت خود می بندد. این است که دل سوزاندن شما برای مردم غزه را نیز کسی باور نمی کند. آری آقای رئیس جمهور دکتر احمدی نژاد! این است که دیگر کسی برای شما نامه نمی نویسد. اسم دیگرش بی اعتباری است.

در همان روزی که با قیافه نه چندان محزون در مرگ همسر آقای خمینی شرکت داشتید و بر چنازه پیر زنی 90 ساله نماز می گذاشتید. در همان روزکمی دورتر در خیابان نظام آباد، مجلس ختم امیدرضا میرصیافی بود.هیج مقام دولتی و حکومتی به عیر از تعدادی از سربازان گمنام امام زمان در این مجلس حضور نیافتند. کسی از میان شما علت مرگ امید و امیر را جویا نشد. این عدم مسئولیت و بی تفاوتی شما پاسخ تا کنونی به نقض حقوق انسان بود. نقض حقوق به تنهایی گویای مطلب نیست و تجاوز و نسل کشی بهتر برازنده است. چه دشوار است نامه نوشتن به چنین کسانی، در حالی که بخواهی حرمت کلمات را حفظ کنی و به قول آقای ابراهیم نبوی از کلمه سنگی نساری و بر پیشانی اش نکوبی. 

آقای دکتراحمدی نژاد! در روزهای آخر زمامداری ( اسمی ) شما، اگر هنوز فکر می کنید مسئولیتی در سرزمین بزرگ ایران دارید. اگر هنوز فکر می کنید که کاری از دستتان برمی آید تا در کنج دل این مردم اعتباری کسب کنید، اجازه حضور ناظران بی طرف از زندانهای ایران را صادر کنید.

شما در خارج از مرزهای ایران مدعی وجود بیشترین آزادیها در ایران شدید، در حالی که زندانیان عقیدتی به طرز مشکوکی در زندانهای جمهوری اسلامی کشته می شوند. ماموران دولت شما زنان و دانشجویان و کارگران و معلمین و دراویش و بهایی و سنی و حتی شیعه، وبلاگنویس و روزنامه نگار و خلاصه اینکه هر جنبنده ای را که حرف و عقیده ای متفاوت دارد، به زندان می افکنند، بنا به شواهد و مدارک موجود  به زندانیان شکنجه و توهین و تحقیر روا می دارند و نیاز آنها به دارو و پزشک را برآورده نمی کنند. تمام این حرکات مامورین دولت شما با ادعاهایی که در خارج از ایران در مقابل میلیونها بیننده کردید، در تناقض آشکار قرار می گیرد. این می شود که اعتباری در جهان برای شما و حتی  اگر احیانا سخنی درست هم گفته باشید (که البته یافت می نشود، گشته ایم ما!)  باقی نمی ماند. ما که هیج! اگر شما خودتان برای سخنان خود ارزش و اعتباری قائلید، به این کشتار در زندانهای ایران خاتمه دهید.

+ نوشته شده توسط سیامک فرید در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 و ساعت 3:33 |
نامه چهارم به آقای احمدی نژاد

با سلام

آقای احمدی نژاد اگر از تعداد نامه های ارسالی برای شما کاسته شده است،نه به دلیل بهبود وضعیت مردم  بلکه به این دلیل است که برخی راه دیگری برای رساندن پیام خود به مسئولین یافته اند. پس از آن بازمانده زلزله بم که در بهمن ماه در مقابل دفتر شما خویش را به آتش کشید، تهران شاهد خودسوزیهای دیگری هم بود. اگر خبر این خودسوزیهای پی درپی به گوش شما نمی رسد، من اطمینان دارم که بوی آن به مشام شما رسیده است .  آقای رئیس جمهور! این بوی کبابی سر خیابان نیست. بویی که به مشام شما رسیده است، انسانی در حال سوختن است

در دوران دولت شما چه بر سر  مردم آمده است که تن خویش به آتش می کشند تا پیام خود را بر صورت مسئولین تف کنند؟

آقای احمدی نژاد سفر روز چهار شنبه سی ام بهمن شما به شهر یزد را دنبال کردم و همانگونه که خود خواستید استقبال گرم! مردم یزد از شما را تحلیل و بررسی کردم. آقای احمدی نژاد  لطفا به این عکس از روز مراسم استقبال خوب توحه کنید.این بچه ها یی که در ساعت استقبال باید در مدرسه و مشغول تحصیل باشند اینحا حه می کنند؟ این بدان  معنی است که خبر تعطیل مدارس و فرستادن هزاران دانش آموز برای استقبال از شما درست بوده است. این گونه حضور مردم حگوته آنطور که مدعی شدید ، معادلات در منطقه و حهان را به نفع ایران تغییر خواهد داد؟ آیا می خواهید این را بگویید که با دیدن این عکس از این یس طرفهای معادله و معامله در حهان به قدرت شما ایمان می آورند و بر روی شما حساب باز می کنند؟ آقای احمدی نژاد! شما برای نشان دادن اقتدار خود به طرفهای معادله و معامله در حهان به مستندات بیشتری  از حضور یزدیها  برای استقبال نیاز دارید . شما نیاز دارید که به آنها ثابت کنید که دستورات شما در کشور خودتان به مسخره گرفته نمی شود. شما نیاز دارید که  معادلات  حهانی را نیز در تصمیمات خود  وارد کنید و به الزامات آن تن دهید. شما نیاز دارید به قرارها و کنوانسیونهایی که ایران پای آن امضا گذاشته است، متعهد باشید ٠ 

من از همان الزاماتی صحبت می کنم که بخشی از  نظام برای وارد شدن به این معادلات و معاملات چاره ای جز عبور از شما نیافته است. آنها از شما عبور کرده اند حتی اگر به روشنی بیان نکنند.

نامه شما به وزیر کشور در باره طرح امنیت احتماعی را خواندم . متاسفانه باید بگویم با نزدیک شدن انتخابات این نوع سخن گفتن شما به هیح وحه تازگی ندارد. این گونه سخن گفتن از شما را در تبلیغات انتخاباتی ریاست حمهوری نهم دیده بودیم و بعد ار استقرار شما مدتها مسکوت ماند تا انتخابات ریاست حمهوری دهم. در تمام این مدت که ماموران طرح در کنار امر به معروف بینی مردم را می شکستند و آنها را بزور  لگد در گشتی های یلیس هل می دادند، شما ساکت بودید. یا به قول آقای رادان از طرح حمایت می کردید. حالا که طرح مثل همه آن طرحهای حنون آمیز گذشته از نفس افتاده است، آن هم درست در زمان انتخابات به یاد سلیقه متفاوت حوانان افتاده اید؟

دولت شما بعد از حمله اسراییل به عزه لایحه رسیدگی به جرایم بین المللی و جنایات جنگی" علیه بشریت و به ویژه مسلمانان" را برای تصویب تقدیم مجلس کرده است.در لایحه دولت، "کشتار افراد یا قراردادن آنها در معرض شرایط زندگی نامناسب از قبیل محرومیت از نیازهای ضروری زندگی، قطع کمک های انسان دوستانه نسبت به یک نژاد، قوم، ملت و ساکنان یک منطقه و یا پیروان یک دین به قصد نابودی تمام یا بخش قابل توجهی از آنها" نسل کشی محسوب می شود و مرتکب و آمر آن به حبس از پانزده سال تا  اعدام محکوم می شود.

این «به ویژه مسلمانان» که حقوق ویژه برای مسلمین  در نظر گرفته است چند مشکل اساسی دارد. اولین مشکلش این است که برای مسلمانان حق ویژه در نظر گرفته است و  این  خود مغایر حقوق بشر است. دوم اینکه حکومت ایران هنوز به شکایات بازماندگان قتل عام اهالی غیرنظامی  قارنا  که بدست عوامل جمهوری اسلامی قتل عام شدندو اتفافآ مسلمان هم بودند، هیچ توحهی نکرده است٠ سوم اینکه قوه قضایی ایران نه تنها هنوز هیچ پاسخی به سئوالات بازماندگان و روزنامه نگاران در مورد کشتار چندین هزار زندانی در سال ١٣٦٧ نداده است٠ بلکه هم اکنون عوامل حکومت مشغول تخریب گورستانی هستند که اجساد این قربانیان به صورت دسته جمعی یا فردی در آن مدفون هستند.  چهارم اینکه در جنگ هشت ساله هر دو کشور ایران و عراق دست به جنایت جنگی زده اند و در مواردی  اسرا ی جنگی را به قتل رسانده اند٠ در این مورد بخصوص شاهدانی وجود دارند که حکایت از زنده بگور کردن اسرای زخمی عراقی می کنند٠ به این شهادتنامه که بخشی از آن را اینجا می آورم توجه کنید:
...............هوا نيمه ثاريك و روشن بود كه صدايى ثوجه مان را جلب كرد .بطرف صدا رفثم چندين صدا بود.از پشث يك ثپه خاك ميامد .لهجه عربي همراه ناله.ترس و كنجكاوى در وجودم افثاد.صداى خودرويى شبيه لودر كم و زياد ميشد وقثى نزديكثر شدم ديگر ميشد ثشخيص داد.مو بر ثنم سيخ شد.حدود ٢٠ ثا ٣٠ عراقى مرده ،  نيمه جان و مجروح همه روى هم ريخثه شده بود ند، تعدادى سعى ميكردند خود را از لابلاى جنازه ها به بيرون بكشند و لودر همچنان مشغول ريختن خاك بر روى انها بود، .بتدريج بعضى به زير خاك رفثه و فقط دسثشان از زير خاك بيرون مانده بود. بدنم شروع به لرزيدن كرد.................................

نام مخفوظ
قابل توجه است که از نظر لایحه شما آنها هم مسلمان بودند و حق ویژه داشتند. اما حکومت اسلامی سی سال است که حق ویژه را تنها برای وابستگان خود مجاز می شمارد و هر کسی از این وابستگی دست شسته ، با خشونت آماج حمله گشته است. از محل دفن زنده بگوران عراقی به غیر از افرادی که مثل نمونه بالا شاهد واقعه بوده اند، عوامل اطلاعاتی حکومت نیز مطلع هستند. اگر به ناگهان امروز اجسادی کشف می شوند تا با نام شهید در دانشگاه مدفون شوند از نظر وزارت اطلاعات ایران اتفاقی نیست. این اجساد متعلق به زنده بگوران سربازان زخمی عراقی هستند که هر زمان نیاز باشد هم برای پاک کردن منطقه از آثار جنایت و هم برای استفاده ابزاری از این اجساد کشف می شوند.

آقای احمدی نژاد من به قدرت شما متوهم نیستم و می دانم،چه استقبال مردم یزد از شما و چه از مقام رهبری با چه شیوه هایی صورت گرفته است. استفاده از این شیوه ها در تمام حکومتهای دیکتاتوری مرسوم است و شما نیز خارج از قاعده عمل نکرده اید. اما درمورد مخدوش کردن نام شهدای جنگ هشت ساله  دولت شما عرف و اخلاق حتی نظامهای دیکتاتور را کنار نهاده است.

آقای احمدی نژاد من باز هم برای شما نامه خواهم نوشت بدون اینکه انتظار پاسخی باشد. دوران شما سرریز کرده است  و نظام با خشونت از شما عبور خواهد کرد تا منافع خود را با اشخاص و افراد دیگری تامین کند. از هم اکنون شما خود را متعلق به تاریخ بدانید. جای شما در تاریخ کجا خواهد بود؟

+ نوشته شده توسط سیامک فرید در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 و ساعت 3:12 |